تبليغاتX
اشک رو گونه

اشک رو گونه

بخدا جهنمم جایی واسه تو نداره......حیف آتیش که بخواد روی سر تو بباره

سلام عزیزان

من وبلاگم رو عوض کردم...........این وبلاگ جدید منه

 

www.zendegi-sam-r.blogfa.com

+نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت12:50توسط سینا | |

سلام

ميبينين اگه آدم تنها باشه هيچوقت هيج جا پيدا نميشه....خودم رو مثال ميزينم ....تنهام ...انقدر تنها كه ديگه اون شوق قبلي كه با شما درد و دل كنم رو هم ندارم ..چيكار كنم...دوستش دارم ...دوستم نداره...ميخوامش ....منو نمي خواد ......حالا من تنهام خدايي نكرده شما كه تنها نيستيد كه به من سر نميزنيد ........ميدونم يه خرابه است...ولي بازم هنوز خوني كه تو رگ هاي منه اين خرابه رو گرم ميكنه....به كمك شما محتاجم ....راهنماييم كنيد

+نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت17:31توسط سینا | |

عاقل نباش تا که غم ديگران خوري
ديوانه باش تا که غمت ديگران خورند
زيبا ترين گل با اولين باد پاييزي پرپر شد
با وفاترين دوست به مرور زمان بي وفا شد
اين پرپر شدن از گل نيست از طبيعت است
اين بي وفايي از دوست نيست از روزگار است
--------------------
گرچه نمي شود به تو رسيد ياحتي براي لحظه اي مالك قلب تو شد .

اما براي دوست داشتن تو ‌وسعت تمام دنيا را در اختيار دارم

و مي توانم تو را آن قدر

دوست بدارم كه همه باور كنند حق من در زندگي تو بودي

كه به ناحق از من ربوند
----------------------
زندگي راز بزرگي ست كه در ما جاري است. زندگي فاصله آمدن و رفتن ماست. زندگي وزن نگاهي ست كه در خاطره ها مي ماند. شايد اين حسرت بيهوده كه در دل داري شعله گرمي اميد تو را خواهد كشت. زندگي درک همين اکنون است. زندگي شوق رسيدن به همان فردائيست كه نخواهد آمد
--------------------
دستهايم برايت شعر مي نويسد اما تو هرگز نخواهي خواند آتش عشق در چشمانم غوطه ور مي زند ولي تو هرگز نخواهي ديد نه تو هرگز مرا نخواهي فهميد و من با اين همه اندوه از کنارت خواهم گذشت و باز تو درک نخواهي کرد
------------------------
کاش مي شد عشق را تصوير کرد کاش مي شد عمر را تکثير کرد روي اين گهواره نامهربان کاش مي شد زندگي ترسيم کرد
--------------------
صداي خيس بارون رو مي شنوي؟ آسمون دلش گرفته...آسمون داره اشک ميريزه....... دل خيس آسمون داره داد ميزنه . کجايي پس؟ انگار آسمون هم انتظار مي کشه.. آسمون داره گريه مي کنه.. درست مثل من.. من از شادي اشک مي ريزم اون از غصه... آخه من تو رو دارم و اون نداره
----------------------------
خوشا سوز عشق و خوشا درد عشق

خوشا سينه ي پر درد عشق

خوشا عاشقان و شب تارشان

خوشا ناله هاي دل آزارشان
-------------------------
در عشق مثل خورشيد باش… در مهرباني مثل باران … و در صداقت مثل چشمه …

+نوشته شده در جمعه نهم شهریور 1386ساعت19:3توسط سینا | |

بنام تک نوازنده گیتار عشق

 

سلام آرزوی من

 

می خوام برایت بنویسم از ته دل خسته و عاشق من برای تو  که فقط تو میتوانی بخوانی دست خط شکسته و بی صدای مرا...آری برای تو ای زیبای رخسار تو جان بخش لحظات سرد و بی کسی من  برای تو ........دوستت دارم......

 

نمی دانم چه بنویسم تا بدانی برایت میمیرم و لحظه ای از یاد توغافل نیستم ای مهربانم......میدانی از تو چه میخواهم؟

از تو میخواهم که لحظات سرد زندگی مرا با یاد خویش گرم سازی تا بتوانم در کلبه ی سرد ولی مهربان تو بنشینم آیا میتوانی سر پناه  من باشی؟؟؟؟؟؟

می خواهم که برايم با عشق و محبت خود کلبه ای بسازی تا بتوانم با سر بلندی و غرور بگویم ای عشق من می خواهمت......

 

تو را آن  لحظه كه ديدم

 

به بهانه ها رسيدم

 

از تو تصويري كشيدم

 

كه اونو هيچ جا نديدم

 

تو را از نگاهت شناختم

 

قصه از عشق تو سا ختم

 

تو را از خودت گرفتم

 

با تو يك خا طره سا ختم

 

 

 

د.....و.....س.....ت.....ت.....                             د.....ا.....ر.....م.....

+نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت13:32توسط سینا | |

سلام عزیزان

 

مثل اینکه شما دلتون نمی خواد نظر بدین...ها...........بابا مرگ من نظر بدین.......از کسانی هم که نظر دادن نهایت تشکر رو میکنم ...مرسی عزیزان

+نوشته شده در سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت21:50توسط سینا | |

کاش میشد دستای گرم تو را بگیرم و در میان گل های سبز

بهاری من تو با هم ما می ساختیم.ولی افسوس تونیستی

 

 

+نوشته شده در دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت14:11توسط سینا | |

+نوشته شده در دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت19:3توسط سینا | |

dostet daram

+نوشته شده در دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت19:1توسط سینا | |

عشق در لحظه اي پديد می آيد ، دوست داشتن در امتداد زمان ، اين اساسی ترين تفاوت ميان عشق و دوست داشتن است .

 

***

 

 

اي مرغ سحر عشق ز پروانه بياموز كان سوخته را جان شد و آواز نيامد

اين مدعيان در طلبش بي خبرانند كان را كه خبر شد خبري باز نيامد

 

***

 

خوشبختي به كساني روي مي آورد كه براي خوشبخت كردن ديگران مي كوشند

 

***

 

عشق ، سپيده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق . ( بالزاك )

 

***

 

محبت را به هيچ چيز تشبيه نتوان كرد زيرا كه هيچ چيز دقيق تر و لطيف تر از محبت نيست.  (سمنون محب)

 

***

 

عشق هرگز به رنگ ترديد در نمي آيد . (بوبن)

 

***

 

ایستاده مردن بهتر از زانو زده زیستن است .  (آلبرت کامو)

 

***

 

اگر کسی ترا آنطور که میخواهی دوست ندارد، به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد. (مارکز)

 

***

 

شما بدون تسلط بر خود نمی توانید فاتح دیگران باشید.  (کیم وو چونگ)

 

***

 

عشق، افسر زندگی و سعادت جاودانی است. (گوته)

 

***

 

عشق نور است که هرچه را در مسیرش قرار بگیرد - از جمله قلب ها را - از خود روشن می سازد. (باربارا دی آنجلیس)

 

***

 

عشق همانند مغناطیسی است که ما را به مبدا خود جذب می کند. (باربارا دی آنجلیس)

 

***

 

آنان که از خود عشق ساطع می کنند با عشق زندگی می کنند و با عشق نیز نفس می کشند ، دیگران را به سمت خود می کشانند. (باربارا دی آنجلیس)

 

***

 

عاشق هر که هستید ، با وفاداری به او عشق بورزید. (باربارا دی آنجلیس)

 

***

 

تنها با عشق میان دلهای شماست که عشق میان شما عمق و استحکام واقعی خود را نشان خواهد داد. (باربارا دی آنجلیس)

 

***

 

عشق قانون نمی شناسد ، دوست داشتن اوج احترام به مجموعه ای از قوانين عاطفی است.

 

***

 

عشق ويران کردن خويش است ، دوست داشتن ساختن است .

 

***

 

عشق و دوست داشتن از پی هم می آيند ، اما هر گز در يک خانه منزل نمی کنند.

 

***

 

يافتن دوستان خوب سخت است سخت تر از آن ترک آنهاست فراموش کردنشان غير ممکن است .

 

***

 

فاصله تابش خود را بر ديگران تنظيم کن خداوند خورشيد را در جايی نهاد که گرم کند ولی نسوزاند .

 

***

 

هر كسي هم نفسم شد دست آخر قفسم شد. من ساده به خيالم كه همه كار و كسم شد. اون كه عاشقانه خنديد خنده هاي من دزديد زير چشمه مهربوني خواب يك توطئه ميديد

 

***

 

داشتن علم بهتر از داشتن ثروت است، ولي نداشتن ثروت بدتر از نداشتن علم است => شكسپير

+نوشته شده در دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت18:58توسط سینا | |

کاش میشد بدونی دوستت دارم...عاشق دل شکسته ام...من رسم و رسوم عشق رو با تو

بلدم...زندگی من با تو قشنگه.....خواهش میکنم با من بمان...نمی دونم اگه بری  من بی  تو  و چیکار

میکم....بخدای عاشقان دوستت دارم.....چرا یطوری رفتار میکنی که وادار کنی منو دوست نداری میدونی

وقتی از کنارم بی تفاوت رد میشی منو نگاه نمی کنی دلم میگیره؟

 

+نوشته شده در دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت18:56توسط سینا | |

تو ستاره شبهای منی...شبهایی که نمیدونی بدون تو چه جوری برام به سر شد..تا صبح مرگ سر رسید

صد بار مردم و زنده شدم..چقدر ساده بودم شبهایی که با تو قرار داشتم از خوشحالی نمی خوابیدم

صبح که میشد با عجله فرار میکردم یه دسته گل میگرفتم و می اومدم

..ولی تو هرگز نفهمیدی که زندگی من به تو وابسته است دوستت

دارم برات میمیرم

نفهمیدی الانم نفهمیدی.....تو آسمون بزرگ یه ستاره

کوچیک انتخاب کردم گفتم ماله منی نفهمیدم که مردم

به ستاره های کوچکم نگاه میکنن و عاشقش

میشن.ولی تازه فهمیدم که فقط باید عاشق چیز های

کوچیک شد چون بعضی ها با ظاهر کوچک خیلی بزرگن

+نوشته شده در شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت20:4توسط سینا | |

می خوام اینجا یه دعا بکنم که شاید این دعا نه تنها دعای من نباشه بلکه دعای همه عالم و آدم باشه.

میدونین این دعا چیه ...........اینه که خدایا هیچکس و عاشق هم نکن

و اگر کردی کاری نکن که اونا ازهم جدا بشن....

بخدا عاشقی بد دردیه

من بودم و شب بود و شمع بود و غم

شب رفت و شمع سوخت و من موندم و

                                            غم

زسوز محبت چه خبر اهل هوس را

این آتش عشق است که میسوزد

+نوشته شده در شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت19:57توسط سینا | |

 

روزي از عشق خودم را حلق آويز مي كنم و آخرين آرزوي من اين است در روي طناب اسم تو را حك كنم تا حداقل در مرگم فكر كنم هميشه در كنارت خواهم بود

***

در همه عالم گشتم و عاشق نشدم
تو چه بودي كه تو را ديدم و ديوانه شدم

***

گفتمش بي تو چه ميبايد کرد ؟ عکس رخساره ي ماهش را داد .. گفتمش همدم شبهايم کو ؟ تاري اززلف سياهش راداد .. وقت رفتن همه روميبوسيد به من ازدور نگاهش راداد .. يادگاري به همه داد و به من... انتظار سرراهش را داد ..!!

***

عشق شايد زود تو را عاشق و دلتنگ كند اما هرگز تو را سير نمي كند.

***

به غم كسي اسيرم كه ز من خبر ندارد
عجب از محبت من كه در او اثر ندارد

غلط است هر كه گويد دل به دل راه دارد
دل من ز غصه خون شد دل تو خبر ندارد

***

مراقب گرمای دلت باش تا کاری که زمستان با زمین کرد زندگی با دلت نکند.

***

گلهاي ياس تو باغچه غروبا بونه ميگيرن همشون يه عهدي بستن سر خاك تو بميرن

***

با چنان عشقی زندگی کن که حتی اگر بنا به تصادف در جهنم افتادی خود شيطان تو را به بهشت بازگرداند

***

 عاشقي را شرط اول ناله وفرياد نيست
تا کسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست
عاشقي مقدورهر عياش نيست
غم کشيدن صنعت نقاش نيست

***

 کاش مي شد عشق را ابراز کرد يا که عشق را با سحر اغاز کرد لحظه به لحظه دم به دم ساعت به ساعت خواهمت گر خوشم يا نا خوشم در هر دو حالت خواهمت

***

 اگه تو کوچه پس کوچ هاي دلم گم شدي.دنباله کسي نگرد که آدرس بهت بده چون غير از تو کسيي اونجا نيست

***

 اي نگاهت نخي از مخمل وابريشم.....چندوقتي است كه به تو ميانديشم
به تو اري به همان منظر دور......به همانسبز صميمي به همان باغ بلور

+نوشته شده در شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت18:15توسط سینا | |

  کاش زندگی هم دنده عقب داشت

میخوام ببینمت دلم برات تنگ شده

چرا نمی خوای بدونی من دوست

دارم..تو همه وجود من..عمر منی

زندگی من با تو قشنگه

+نوشته شده در شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت18:11توسط سینا | |

من گمان می کردم دوستی4 فصلش همه آراستگیست من چه می دانستم

هیبت باد زمستانی هست من چه می دانستم سبزه می پژمرد از بی آبی

سبزه یخ می زند از سردی دی من چه می دانستم دل هر کس دل نیست

قلبها آهن و سنگ قلبها بی خبر از عاطفه اند من چه می دانستم....

***

 
خدايا تو خود ميداني انسان بودن و ماندن در اين دنيا چه دشوار است
چه زجر ميكشد آن كس كه انسان است و از احساس سرشار است
 
***
 
آن هنگام كه با بخار احساس وجودم روي جام دلت نوشتم دوستت دارم
 
آيا دلت به حالم گريست؟!
 
***
 
خدايا به من توفيق:
عشق، بي هوس
تنهايي ، در انبوه جمعيت
دوست داشتن ، بي آنکه دوست بداند
عطا کن.
 
***
 
اگر بگریم گویند که عاشق است
اگر بخندم گویند که دیوانه است
پس می گریم و می خندم
که بگویند یک عاشق دیوانه است
 
***
 
به چشمانت بياموز که هر کسي ارزش ديدن ندارد....
به دستانت بياموز که هر گلي ارزش چيدن ندارد....
به قلبت بياموز که هر بي سرو پايي در ان جايي ندارد....
به دلت بياموز اگه روزي تنها ماند طلب عشق زهر بي سرو پايي
نکند ....
 
 
 
***
 
اگر كسي را دوست ميداري تركش كن. اگر قسمت تو باشد باز ميگردد.
 
اگر هم باز نگشت يعني به تو تعلق نداشت. پس همان بهتر كه رفت...
 
 
***
 
دوست داشتن خيلي بهتر از عشق است. من هيچ گاه دوست داشتن خود
 
را تا بالا ترين قله هاي عشق پايين نمي اورم(دكتر علي شريعتي)
 
***
 
Hame migan 1sa@t yani 60 daghighe,1 daghighe
 
yani 60 saniye,ama hichkas behem nagoft ke
 
1saniye bi to yani 60 sal
 
 
 
***
 
آنكه هر روز هوس سوختن ما مي كرد
كاش امروز بود تماشا مي كرد!
 
 
***
 
گفتی ستاره موندنیست دیدی ستاره هم شکست؟!
عهدی میون ما نبود عهد نبسته هم گسست . . .

+نوشته شده در شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت17:59توسط سینا | |

سلام......امیدوارم که حالتون خوب باشه...از مهرناز خانوم تشکر میکنم که نظر داده ولی کسی که نظرنداده ازش خواهش میکنم که نظر بده..............

 

+نوشته شده در شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت17:56توسط سینا | |

دل مي گيرد و ميميرد و هيچ کس سراغي ز آن نمي گيرد. ادعاي خدا پرستيمان دنيا را سياه کرده ولي ياد نداريم چرا خلق شديم. غرورمان را بيش از ايمان باور داريم. حتي بيش از عشق

 

 ***

هوس کوچ به سرم زده. شايد هم هجرت. نمي دانم. ز اين بي دلي ها خسته شدم. دستانم را به دستان هيچ کس مي سپارم و درد دل مي کنم با درختان. ديوانگي هم عالمي دارد

 

 ***

نازم به ناز آن کس که ننازد به ناز خويش ، ما را به ناز فروشان نياز نيست تا خدا بنده نواز است به بنده چه نياز است

 

 ***

شايد كسي را كه با تو خنديده فراموش كني اما كسي را كه با تو اشك ريخته هرگز....

 

 ***

دوسِت داشتم ولي هرگز نگفتم نگفتــم تـا ز چشــــم تـو نيفتـم نگفـتـم تــا نــدوني عاشـــقم مــن نـدوني بعــدِ تــو از پـا مي افتـم خيــال کـردم اگـــه روزي بـــدوني مي ري شعر جدايي رو مي خـوني مي ري تنها ميشم با بغض و گـريه تــوي شهــــر و ديـــار بي نشــوني

 

*** 

راز عشق در این است که
باور ها آرمان ها و اهدفتان را با یکدیگر در میان بگذارید

 

 ***

اگه به من 60 ثانيه وقت بدي بگي بگو ميگم تو 10 ثانيه اول به يادم باش و50 ثانيه رو ميدم به تو تو برام حرف بزني چون مقدسي

 

 *** 

دوست داشتن تمثيلی از نفس کشيدن من است، سزاواری من در زندگی، شايستگی‌ام در بودن! ... اگر سزا بود چنان در آغوش‌ می‌فشردم که يکی گرديم، و در آن پيکر، نه من دلتنگ می‌شدم، نه او می‌گريخت

 

 ***

زندگي قشنگه اگه با تو باشه... مرگ قشنگه اگه براي تو باشه... دلتنگي قشنگه اگه به خاطر تو باشه... من قشنگم اگه با تو باشم اما تو هرجور که باشي قشنگي

 

 *** 

کـــــــاش !!............ کاش مـی دانستیم زندگی کوتاست ... کاش از ثانیه ها و لحظه های زندگی لذت می بردیم کاش قلبــی رو برای شکستن انتخاب نمی کردیم کاش همه را دوست داشتیم ... کاش

 

+نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت17:8توسط سینا | |

عشق می ورزیم چرا که او نخست به ما عشق ورزید چرا که خدا عشق است

***

فقط موجهای دریا هستند که عاشقن آره فقط اونا هستن با اینکه میدونن اگر برسن به ساحل میمیرن بازم بیقرار رسیدن

***

دریا باش که اگر کسی سنگ به سویت پرتاب کرد سنگ غرق شود نه آنکه تو متلاطم شوی

***

فرشتگان روزی از خدا پرسیدند : بار خدایا تو که بشر را اینقدر دوست داری غم را چرا آفریدی؟ خداوند گفت:غم را بخاطر خودم آفریدم چون این مخلوق من که خوب می شناسمش تا غمگین نباشد به یاد خالق نمی افتد

***

اگه سهم من از این همه ستاره فقط سو سوی غریبی است , غمی نیست . همین انتظار رسیدن شب برایم کافی است.

***

ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی , در دلش خنده کنان دریا گفت ابر بارنده تو خود از مائی

***

ستاره به چشم کوچک می نماید , اما این گناه چشم است نه کوچکی ستاره , درستهایی که کمک میرسانند , مقدس تر از لبهایی هستند که دعا می کنند.

***

براي عشق تمنا كن ولي خار نشو.

براي عشق قبول كن ولي غرورت را از دست نده.

براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو.

براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه.

براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن.

براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير.

براي عشق وصال كن ولي فرار نكن.

براي عشق زندگي كن ولي عاشقانه زندگي كن.

براي عشق بمير ولي كسي رو نكش.

براي عشق خودت باش ولي خوب باش.
 
***
عشق نمي پرسه تو کي هستي؟ عشق فقط ميگه: تو ماله مني . عشق نمي پرسه اهل کجايي؟ فقط ميگه: توي قلب من زندگي مي کني .عشق نمي پرسه چه کار مي کني؟ فقط ميگه: باعث مي شي قلب من به ضربان بيفته . عشق نمي پرسه چرا دور هستي؟ فقط ميگه: هميشه با مني . عشق نمي پرسه دوستم داري؟ فقط ميگه: دوستت دارم
 
***
گفتم دوستت دارم نگاهي به من کرد و گفت:چند تا؟ دستام رو بالا آوردم و تمام انگشتهاي دستمو نشونش دادم اما اون به کف دستام نگاه مي کرد که خالي بود
 
***
آبی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم
از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم
تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبیم
شاید که خدا خواست که دلتنگ بمیریم
 
***
آسمون به ماه میگه: عشق یعنی چی؟
ماه میگه: یعنی اومدن دوباره‌ی تو
ماه میگه؟ تو بگو عشق یعنی چی؟
آسمون میگه : انتظار دیدن تو
 
***
انسان با سه بوسه تکميل مي شود 1-بوسه مادر که با آن با يه عرصه خاکي مي گذاري 2- بوسه عشق که يک عمر با ان زندگي مي کني 3- بوسه خاک که با ان با به عرصه ابديت مي گذاري
 
***

+نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت17:7توسط سینا | |

کم کم داره باورم میشه که تو دروغی ....من بناید عاشق میشدم نه عاشق تو نه عاشق هیچ کس دیگه ...ولی من فقط عاشق چشمای تو شدم به جز هیچ کس دیگه ای رو دوست نداشتم...تو باید ماله من میشدی چون من دوستت دارم و خواهم داشت..نمی خوام از تو جدا بشم همیشه میگم که دوستت دارم  عاشقتم   برات میمیرم

+نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت16:32توسط سینا | |

وصیت نامه مرد عاشق

 

ای کسانی که پس از مرگ من مسئول دفن من هستید.جسد مرا در

تابوت سیاهی بگذارید تا همه عالمیان بدانند سیاه بخت بوده

ام .....چشمهایم را باز بگذارید تا همه عالمیان بدانند که چشم انتظار

بوده ام....دستهایم را باز بگذارید تا همه عالمیان بدانند تهی دست بوده

ام و در آخر تکه یخی به صورت صلیبی در آورید و روی سینه ام

بگذارید تا با اولین تابش اشعه خورشید به جای یارم گریه کند.

+نوشته شده در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت17:47توسط سینا | |

روزي از عشق خودم را حلق آويز مي كنم و آخرين آرزوي من اين

است در روي طناب اسم تو را حك كنم تا حداقل در مرگم فكر كنم

هميشه در كنارت خواهم بود

***

در همه عالم گشتم و عاشق نشدم

تو چه بودي كه تو را ديدم و ديوانه شدم

***

گفتمش بي تو چه ميبايد کرد ؟ عکس رخساره ي ماهش را داد .. گفتمش

همدم شبهايم کو ؟ تاري اززلف سياهش راداد .. وقت رفتن همه

روميبوسيد به من ازدور نگاهش راداد .. يادگاري به همه داد و به

من... انتظار سرراهش را داد ..!!

***

عشق شايد زود تو را عاشق و دلتنگ كند اما هرگز تو را سير نمي كند.

***

به غم كسي اسيرم كه ز من خبر ندارد

عجب از محبت من كه در او اثر ندارد

غلط است هر كه گويد دل به دل راه دارد

دل من ز غصه خون شد دل تو خبر ندارد

***

مراقب گرمای دلت باش تا کاری که زمستان با زمین کرد زندگی با دلت

نکند.

***

گلهاي ياس تو باغچه غروبا بونه ميگيرن همشون يه عهدي بستن سر

خاك تو بميرن

***

با چنان عشقی زندگی کن که حتی اگر بنا به تصادف در جهنم افتادی

خود شيطان تو را به بهشت بازگرداند

***

 عاشقي را شرط اول ناله وفرياد نيست

تا کسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست

عاشقي مقدورهر عياش نيست

غم کشيدن صنعت نقاش نيست

***

 کاش مي شد عشق را ابراز کرد يا که عشق را با سحر اغاز کرد

لحظه به لحظه دم به دم ساعت به ساعت خواهمت گر خوشم يا نا خوشم

در هر دو حالت خواهمت

***

 اگه تو کوچه پس کوچ هاي دلم گم شدي.دنباله کسي نگرد که آدرس

بهت بده چون غير از تو کسيي اونجا نيست

***

 اي نگاهت نخي از مخمل وابريشم.....چندوقتي است كه به تو ميانديشم

به تو اري به همان منظر دور......به همانسبز صميمي به همان باغ

بلور

+نوشته شده در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت17:40توسط سینا | |